تبليغاتX
غیر منتظر

جاي بودنم درد مي‌كند بد جور...

حالا ميان خيابان گردي‌هاي نيمه شبانه‌ام فكر مي‌كنم. باز فكر مي‌كنم دقيقاً كجا بايد باشد اين مرز به گا رفتن؟


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علی امیرریاحی | 2:11 | یکشنبه 30 اردیبهشت1386 •

داستان

تختخواب كهنه‌ي پدر

 

 شايد خيلي‌ها همين طورند، و فكر مي‌كنم توقع بي‌جايي هم نيست. شايد هم عادتي است كه فقط اندكي دچارش‌اند. به هر حال چيزي كه الان به نظرم مهم مي‌آيد اين است كه با اين سر و صدا نمي‌توانم كتاب بخوانم.

لابد دوباره مراسم زن‌كُشان سرايدار شروع شده. مردك تقريبا هر روز زنش را تا سر‌حد مرگ مي‌زند.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علی امیرریاحی | 22:32 | شنبه 22 اردیبهشت1386 •

چیزی برای کسی... با سه نقطه

راهي به تولد و مرگ

هر انسان دنياييست.

و هر انسان مجاليست براي تعريف دنيا. هر كس تنها در همان راهي پا مي‌نهد كه خود پيش روي خود ساخته‌است. آنچه مي‌خَرد مي‌پوشد، به دست مي‌آورد، از دست مي‌دهد، مي‌خورد... همه و همه همان است خود ساخته...


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علی امیرریاحی | 19:2 | سه شنبه 18 اردیبهشت1386 •

...

در ستايش عشق و شرارت

 

چشم‌هاي بي‌خوابي گرفته‌ام را كه بر هم مي‌گذارم، تصويري سوزان و دردناك در پيش چشمانم زنده مي‌شود...


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علی امیرریاحی | 3:49 | سه شنبه 11 اردیبهشت1386 •

داستانی از: غ. داوود

اندر آداب حفظ عفت عمومي

 

بر ارباب معرفت پوشيده نيست كه تشكيلات «عفت عمومي» تابعي از متغير تقسيمات كشوري است. بدين ترتيب كه هر شهر يا دهي براي خود يك «عفت عمومي» دارد. مجموعه‌ي عفت‌هاي عمومي در شهر‌ها و دهات يك ايالت، عفت عمومي استان را تشكيل مي‌دهند و عفت‌هاي عمومي استان‌ها نيز به نوبه‌ي خود عفت عمومي كشوري را به‌وجود مي‌آورند. طبعاً همانطور كه مثلاً نماينده‌ي ابرقو در مجلس در عين‌حال نماينده‌ي تمام كشور نيز هست، عفت عمومي ابرقو نيز عفت عمومي مملكت محسوب مي‌شود. اما در عمل اين موضوع بستگي دارد به ميزان شهرت عفت عمومي هر شهر در زمان‌هاي مختلف....


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علی امیرریاحی | 9:32 | جمعه 7 اردیبهشت1386 •