غیر منتظر
"ملت تو ما شدیم... کوروش والا!"
«مرگ من سفري نيست
هجرتيست
از وطني كه دوستش نميداشتم
بخاطر نامردمانش»
دوستي حرف خوبي ميزد.
ميگفت آن مردك كه خفاش شب بود و چندين نفر را مورد تجاوز و قتل قرار داد را بردند بالاي جرثقيل و تمام.
اما اين بيچاره را كه از همسرش جدا زندگي ميكرد و كس ديگري را دوست ميداشت را ميخواهند به فجيعترين شكل بكشند، خب اين را هم اگر خيلي جرمش زياد است ببرند بالاي دار، ديگر اين ذرهذره و با سنگ كشتن ديگر چه صيغهاي است آخر؟!
...
ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط علی امیرریاحی
| 22:2 | دوشنبه 25 تیر1386
•


