تبليغاتX
غیر منتظر

دوستان مرا ببخشید

دوستان مرا ببخشید.

 من بعد از ظهرهای کسالتم را در آستانة تحمل شما پیاده روی می‌کنم.

تا وقتی از خشم سر بلند می‌کنید کمی لبخند بزنم و امروز هم بگذرد.

 

دوستان مرا ببخشید.

من به حرف‌هایتان گوش می‌دهم نه چون دوستتانم، بلکه دردهای شما مرا وجد می‌آورد. من از دردهای شما لذت می‌برم. من با دردهایتان کشتی می‌سازم و در جوب می‌اندازم و لای دودهای سیگارم دویدن شما را می‌نگرم.

 

دوستان مرا ببخشید.

من از درآمیختن با معشوقه‌هایتان هنگامی که شما در میان واژه‌های رفاقت و دوستی و وفاداری در تعمقید به اوج می‌رسم. دلبرکان شما مرا از مادر مهربان‌ترند و از هر چهارده سال‌ای دلرباتر. و چه لذتی می‌برم هنگامی که شما را با داشتن معشوقتان دلخوش می‌بینم.

 

دوستان مرا ببخشید.

من از رنجی که شما می‌برید برای بیماری خواهرتان، وقتی آهی در بساط ندارید و همه آنچه می‌خواهید در حساب بانکی من است، احساس رضایت می‌کنم. حتی در مراسم ختم خواهرتان هم دسته گلی ارزان می‌آورم تا مبادا شما را در داراییم شریک کنم و دلم غنج می‌رود با دیدن اشک‌هایتان.

 

دوستان مرا ببخشید.

من از به هم زدن مراسم ازدواج‌تان محظوظ شدم هنگامی که ناشناسی بودم و به همه گفتم شما معتادید. و چه لذتی بود هر بار با شما تا آزمایشگاه رفتن و دیدنتان که چطور دستپاچه در آن دستشویی بی در، با شرم می‌شاشید در لوله‌های مدام و همیشگی، و باز ناشناسی می‌مانم تا باز با هم برویم آزمایشگاه و من زیر لب به ریشتان بخندم.

 

دوستان مرا ببخشید.

من از فریب شما احساس زنده بودن می‌کنم هنگامی که گمان می‌کنید در مرگ گربه گران قیمتتان افسوس می‌خورم، که اگر چنین بود هرگز مرگ موش در حلقش نمی‌ریختم تا با آن رنج، وقتی دارد به هر سوئی پنجه می‌کشد تلف شود.

 

دوستان مرا ببخشید.

من همیشه حسرت خورده‌ام وقتی نتوانسته‌ام شما را به ستونی ببندم و با انگشتانم هر دو چشانتان را از حدقه در بیاورن و در دهانتان بگذارم، و بعد با چکش و پیچ‌گوشتی تک‌تک دندان‌هایتان را از ریشه بکنم.

 

دوستان مرا ببخشید.

من پر از رقص شده بودم هنگامی که گمان بردید با اشتباه شما انگشتان برادرزاده‌تان لای درهای ماشین خرد شد و تنها من بودم که می‌دانستم چه کسی این‌کار را کرده و شما احساس کردید باید با من صحبت کنید تا این درد را بتوانید تحمل کنید و من با موسیقی گریه برادرزاده‌تان می‌توانستم برقصم.

 

دوستان مرا ببخشید.

من همیشه در کمین بودم سر فرصت هدیه‌ای به مادرتان بدهم تا حالا که با برادر تازه به دنیا آمده تان بازی می‌کنید به کل هیکل‌تان بخندم...

 

دوستان

شما سال‌ها تا دیدن آنچه هستم فاصله دارید... با این حال مرا ببخشید...

 

 

توضیح: مجبورم این توضیح احمقانه را بدهم، تا وادارمتان هرگونه پارانویایی را کنار بگذارید و فقط به عنوان یک نوشته بخوانید این‌ها را...

 

 

 

!! نوشته شده توسط علی امیرریاحی | 6:34 | چهارشنبه 30 مرداد1387 •

بررسی چند روش برای نابودی خود


 

1- هرگز کسی نمی‌تواند منکر راهی به اسم خودکشی شود. هرچند ممکن است همیشه انسان‌ها را از آن باز دارند و راه خیلی خوبی نباشد اما همیشه هست، دست کم اکثر اوقات.

2- قطعاً مطالعات بسیاری در این زمینه انجام شده اما من نمی‌دانم و ندیده‌ام و نخوانده‌ام. اینها هم همه آنهایی بود که هنگام نوشتن به ذهنم می‌آمد و دیده بودم و غیره. پس اگر راه دیگری می‌شناسید معرفی کنید که من ممنونتان می‌شود و به این اندک اضافه می‌کنم.

3- حتی خودکشی میان حیوانات هم وجود دارد مانند وقتی که عقربی میان دایره‌ی آتش است و نهنگ‌هایی که این روزها دسته‌جمعی خودشان را می‌کشند. و تفاوت انسان و حیوان هرگز خودکشی کردن و نکرد نیست.

4- نبودن تنها علاجیست برای کسانی که نه آرمانی دارند در زندگی، نه هدفی، نه دل‌خوشی‌ای، نه بهانه‌ای، نه آرزویی، نه اشتیاقی، نه دوستی، نه خانواده‌ای، نه معشوقی، نه قراری، نه التهابی، نه تابی، نه ارضائی، نه تسکینی، نه جمله‌ای حتی. پس همیشه می‌توانند به راه‌های نبودن بیندیشند؛ دست‌کم بیاندیشند.

5- کامو جایی می‌گفت بزرگ‌ترین دغدغه‌ی انسان امروز همین است که چرا نباید خودکشی کند؟ [نقل به مضمون] درواقع انگار مهم‌ترین کار ما یافتن دلیلی‌ست برای زنده ماندن و زندگی کردن، یا چیزی در این حدود. پس چرا باید ندیدش گرفت؟ حتی اگر بدان اقدام هم نکرد.

6- خودکشی فقط برای مرگ نیست. اغلب خودکشی‌ها برای جلب توجه دیگران است. و ناموفق بودن خودکشی نه خنده‌دار، که دردناک است.

7- پیشنهادم به شما و همه، زندگیست. خوردن، خوابیدن، جماع کردن. به نظر من بروید طعم گیلاس را بچشید، غورباقه‌تان را قورت دهید، و پنیرتان را جابجا کنید. بروید عشق بورزید و دوستی کنید و تکثیر شوید و جهان را سرشار از خودتان کنید. بروید زیر تابش خورشید، در معرض چهچه گنجشکان صبگاهی و لای اقاقی‌ها و شقایق‌ها و زنده بمانید. بروید و باشید کلاً.

8- مرگ چیزی فراتر از زندگی ندارد. همان هیچ بزرگ است بدون حواشی.

 

گلوله(اسلحه): راهی بسیار نظامی. نه‌تنها به جهت استفاده از اسلحه، بلکه کلا سیستمی نظامی‌ست و همیشه آنان که سبقه‌ای در ارتش و نظامی‌گری دارند چنین راهی را بر می‌گزینند. حتی استفاده همینگوی از این روش ناشی از سابقه‌ی جنگیدنش بود. ظاهراً باید کم درد باشد اگر درست شلیک شود. البته نمونه‌هایی هم بوده‌اند که فرد حرکاتی چون متشنج‌ها انجام داده بعد از شلیک و دقایق بسیاری حضور مرگ به درازا انجامیده. در این شیوه ظاهرا شلیک در سقف دهان بسیار کارآمد است. البته شلیک در گیج‌گاه هم چندان بی‌تأثیرتر از آن دیگری نیست. اما شلیک به جاهای دیگر حتی قلب چندان پیشنهاد نمی‌شود.

حسن بزرگ این روش مطمئن بودن و بی‌برگشتی است. ایراد بزرگش یافتن اسلحه و کثافت‌کاری بعدش است. (البته اگر معتقدید که بعد از شما دنیایی باقی می‌ماند)

 

طناب دار: روشی بسیار کلاسیک به معنای واقعی کلمه. هر چند روش مطمئنی است برای کشتن اما به نظرم چندان به درد نابود کردن خود نمی‌خورد. ظاهرا در این روش فرد از طریق قطع جریان هوا دوچار خفگی می‌شود ولی درواقع شکستگی گردن دلیل اصلی مرگ محسوب می‌شود؛ که در هر دو حال به نظر بسیار دردناک است. ضمن اینکه پروسه‌ی طولانی‌ای دارد: یافتن طناب محکم، پیدا کردن جای مناسب در سقف، محکم کردن گره در دوسر طناب متناسب با محل بسته شدن، استفاده از چهار پایه یا صندلی و یا هروسیله‌ای که به راحتی و از بالا –از روی همان وسیله- با پا پرتش کرد، قرار دادن سر در محل مشخص طناب و سفت کردن گره و اطمینان از محکمی گره، بستن دست‌ها تا در لحظه‌ی فرود بی‌اراده در تلاش برای زندگی بر نیایند، انداختن چهارپایه –یا وسیله‌ی مورد استفاده- که مطمئناً کار راحتی نخواهد بود، و در نهایت انتظار طولانی‌ای برای تمام شدن جان در بدن. هرچند در بسیاری از فیلم‌ها ممکن است از این روش برای خودکشی استفاده شود اما شخصاً چنین پیشنهادی نمی‌کنم.

سالها پیش فرد داروسازی را دیدم که قبل از انداختن چهارپایه داروی بی‌هوشی یا خواب‌آور استفاده کرده بود و مراحل آخر را بی‌درد و بی‌انتظار طولانی طی کرده بود.

برای یابنده‌ی جنازه‌تان احتمالا منظره‌ی جالبی وجود نخواهد داشت، چرا که عموماً گردن از حالت عادی خارج می‌شود و چشم‌ها از حدقه در می‌آیند.

از همین روست احتمالاً که این روش کشتن بیشتر به درد حکومت‌های توتالیتر می‌خورد تا از این طریق چشم مردم را بترسانند. کسانی که ظاهرا در بازداشت‌گاه خودکشی می‌شوند نیز از این روش استفاده می‌کنند.

 

دارو: روشی بسیار تمیز و بی‌درد و نسبتاً راحت. لیست طویلی از داروها وجود دارد که بدون نسخه قابل خرید نیست چرا که مصرف زیاد آنان عموماً به مرگ منجر می‌شود. از جمله دارو‌های اعصاب. (به غیر از داروهایی که به دلیل اعتیاد و نئشگی آوری‌‌شان فروخته نمی‌شوند.)

مشکل بزرگ این روش علاوه بر به‌دست آوردن دارو‌ها به مقدار کافی، تفاوت ظرفیت‌ها در بدن‌های مختلف است. در مواردی چند دیده‌ام که مصرف دارویی خاص حتی به مقدار زیاد هم تنها منجر به مسمومیتی اندک شده است، یا در مواردی باعث از کار افتادن عضوی مانند معده شده، و یا حتی فقط به خواب چندین ساعته انجامیده! از این رو شناخت نسبی به قدرت داروی مورد مصرف و ظرفیت و توانایی بدنی مصرف کننده شدیداً الزامی است.

استفاده از مواد مسموم مانند مرگ موش و تریاک و سم درخت را هم احتمالاً می‌توان در این مورد دسته‌بندی کرد. که باز هم موارد احتیاطی قبلی را باید رعایت کرد. همچنین استفاده از انسولین به مقدار زیاد هم باعث مرگ می‌شود ولی باز هم توجه داشته باشید که زیاد برای همه به یک اندازه نیست.

حسن چنین روشی بی‌خون ریزی و بی‌دردی و تمیزی بعد از انجام عمل است و ایراد بزرگ آن جواب ندادن بدن به داروی مورد استفاده است. زیرا از آنجایی که سیستم عمومی بدن برای تلاش به جهت زنده ماندن و مبارزه با مرگ طراحی یا آماده شده است، احتمال زیادی وجود دارد که فرد همه‌ی آنچه با زحمت به دست آورده و خورده را استفراغ کند و نهایتاً به مسمومیت اندکی دچار شود. این روش بیشتر به درد خودکشی‌های ناموفق می‌خورد.

توجه داشته باشید که داروی نظافت و همچنین انواع اوردوزها نیز در این دسته‌بندی جای می‌گیرند. (تنوع دارو‌های مورد استفاده در این روش چنان زیاد است که تبیین‌شان نیازمند مبحثی جداست که احتمالا در آینده پیرامونش صحبت کنیم.)

 

قطع رگ: این هم روشی بسیار متداول است. این روش عموماً به دلیل وفور تیغه و وجود جریان آب در حمام انجام می‌شود.بهترین نحو انجام این کار باز گذاشتن دوش آب و قرار دادن بازو در آب ولرم بعد از انجام عمل است. استفاده از وان هم بسیار معمول است. ولی از آنجایی که در این روش زمان زیادی برای مردن لازم است و همچنین فرد شاهد ذره ذره رفتن خون خود است، عموماً منجر به حس ترحم به خود می‌شود، ضمن اینکه در این روش احتمال یافته شدن توسط دیگران و شکست بسیار است. بنابر این این روش هم بیشتر برای خودکشی‌های ناموفق انجام می‌شود.

اما باید توجه داشت که این شیوه برای چنین خودکشی‌هایی –که قرار است ناموفق باشد- بسیار دردناک است چرا که محل بریده شده بعد از خروج از آب گرم بسیار درد آور و گاه غیر قابل تحمل است. همچنین اگر محل بریدگی حوالی مچ باشد احتمال قطع عصب‌ها نیز زیاد است و متعاقباً احتمالاً فلج شدن و از کار افتادن دست.

پس بهتر است در صورت مطمئن نبودن از تنهایی چندین ساعته از این روش استفاده نشود و همچنین برای موفقیت حتماً از رگ‌های بازو و آرنج استفاده شود.

زدن رگ گردن هم هرچند کمی غریب است اما شدیداً کارآمد است ولی به احتمال بسیار قوی دیدن چنین فوران خونی حتی برای خود فرد هم غیر قابل تحمل و یا دست کم ناخوش‌آیند خواهد بود. انجام این کار در مکان‌های عمومی‌ای چون حمام خواب‌گاه و یا حمام عمومی اصلاً توصیه نمی‌شود، مخصوصاً اگر قصد فرد موفقیت در این عمل است.

برای بازماندگان هم احتمالا منظره‌ی جالبی نخواهد بود از همین رو آب روان بسیار مفید و کارآمد است.

 

سقوط از ارتفاع: احتمالاً سقوط سرشار از استعاره‌های شاعرانه است مخصوصاً وقتی از بالای برج میلاد و یا کوه انجام شود. این روش روشی بسیار وسوسه برانگیز ا‌ست، مخصوصا برای کسانی که در مناطق مرتفع خانه دارند. (منظور از مناطق مرتفع زندگی در برج‌ها و ساختمان‌های چندیدن طبقه است.)

موارد ناموفقی که دیده شده‌اند زیر پنج طبقه بوده، بنابر این برای موفقیت در این شیوه حتماً از ساختمان‌های بیش از ده طبقه استفاده شود تا بهترین نتیجه حاصل شود. همچنین دقت شود که فرود با سر انجام گیرد چرا که با دست و پا احتمال موفقیت پایین می‌آید و ضریب فلج شدن بالا می‌رود.

از آنجایی که فرد سقوط کرده متلاشی می‌شود برای ناظرین مشمئز کننده خواهد بود بدین جهت بیشتر به درد خودکشی‌های توأم با عقده‌گشایی می‌خورد.

در آخرین مورد دیده شده فرد با استفاده‌ی زیاد از الکل، از شدت درد‌هایی که احتمالا در وحله‌ی اول بوجود می‌آید و همچنین از شدت ترس ذاتی ناشی از ارتفاع، کاسته بود.

این شیوه اخیراً زیاد در میان دانشجویان دیده شده است.

 

خفگی با گاز: قطعاً اولین موردی که برای مثال به ذهن می‌آید صادق هدایت است. وی ابتدا تمام منافض اتاق/آشپزخانه را پوشانده و سپس شیر گاز را باز کرده است. از این رو این شیوه در منازلی که از اجاق‌گازهای ترموکوبل‌دار استفاده می‌کنند ممکن نیست. در این موارد می‌توان شلنگ متصل به اجاق را از شیر اصلی باز کرد و سپس دست به این کار زد.

در این دسته بندی همچنین استفاده از گاز منواکسید کربن که حاصل سوختن بنزین در موتور اتومبیل است نیز جای دارد. در این روش فرد شلنگی از اگزوز اتومبیل به داخل می‌کشد و منتظر می‌ماند تا مرگ فرا برسد.

این روش بسیار روش تمیز و بی‌دردی است. علی‌رغم اینکه ممکن است ابتدا برای لحظاتی احساس خفگی وجود داشته باشد. با این حال نسبت به گاز شهری ارجح است.

از راه‌های دیگر این شیوه استفاده از بخاری‌ست. تنها کافی‌ست فرد لوله‌ی دودکش بخاری را از جایگاه‌اش خارج کند و سپس با اقدام به خواب به زندگی خود پایان دهد. هرچند این شیوه هر سال زمستان از طریق تلویزیون آموزش داده می‌شود ولی همچنان روش بسیار تمیز و کم دردی است.

فقط بهتر است فرد برای اطمینان از موفقیت مقدار کمی قرص خواب‌آور میل کند و همچنین از عدم حضور کسی در چندین ساعت آینده مطمئن باشد. احتمالا برای موفقیت هفت-هشت ساعت خواب کافی است. قطعاً نیاز به یادآوری نیست که هرچه اتاق بزرگتر باشد مدت زمان لازم برای انباشه شدن گاز منو‌اکسیدکربن نیز بیشتر است. بنابر این برای سرعت بخشیدن به جریان بهتر است از اتومبیل و در صورت مقدور نبودن از بخاری و در نهایت از گاز شهری استفاده شود. توجه داشته باشید که احتمال انفجار گاز شهری بسیار است بنابر این حتما فیوز برق باید قطع شود، مگر اینکه چنین انفجاری مد نظر باشد.

(تنها نمونه شاعرانه از این نوع خودکشی صحنه‌ای از فیلم short cut است که دختر در گاراژ اتومبیل را روشن می‌کند و مشغول نواختن ویالون سل‌اش می‌شود.)

 

سقوط در آب: هرچند به نظر می‌آید این مورد را می‌توان با شیوه سقوط از ارتفاع مخلوط کرد ولی واقعیت این است که در این شیوه فرد از طریق خفگی می‌میرد نه به دلیل سقوط. در این شیوه نیز که از موارد مورد استفاده‌ی هدایت بوده، شامل پریدن از ارتفاع –ومخصوصا پل- است به رودخانه یا دریا یا سد و یا هرجایی که منجر به خفگی شود. بدیهی‌ست که فرد انجام دهند به این نکات باید توجه کند: مطلقاً شنا بلد نباشد، از عمق رودخانه یا سدی یا غیره‌ای که در آن می‌پرد اطمینان داشته باشد، همچنین کسی در آن حوالی یا همراه او نباشد.

در اینجا نیز استفاده از الکل باعث تسریع کار می‌شود.

باید توجه داشت که پریدن در رودخانه‌ای که شرایط لازم را دارد به احتمال زیاد باعث گم شدن جسد می‌شود، بنابر این اگر آرامیدن در قبری مناسب از خواسته‌های فرد باشد این شیوه پیشنهاد نمی‌شود، مخصوصاً شیوه استفاده از رودخانه. چرا که در سد جنازه بعد از مرگ باد می‌کند و به روی آب می‌آید.

هرچند احتمال متلاشی شدن جسد در آب و یا خورده شدن جسد توسط آبزیان وجود دارد، با این حال جزو روش‌های تمیز می‌توان دسته‌بندی کرد.

در این شیوه اگر مراقبت لازم انجام نشود، صدای ناشی از سقوط در آب شدیداً باعث جلب توجه اطافیان می‌گردد بنابر این بسیار مناسب کسانی‌ست که در پی خودکشی ناموفق‌اند.

 

استفاده از کیسه پلاستیک: این شیوه را به دلیل تفاوت‌های اجرایی‌ای که دارد در دسته‌ای جدا از خفگی در آب و خفگی به دلیل طناب گنجانده‌ام.

در این روش فرد کیسه‌ی پلاستیکی‌ای بر سر خود می‌کشد و با استفاده از چسب‌نواری، انتهای کیسه را در حوالی گردن خود سفت می‌کند، چنانچه امکان ورود یا خروج هیچ هوایی وجود نداشته باشد. در این روش فرد هر آن که احساس پشیمانی کرد می‌تواند با دست‌هایش کسیه را پاره کند، از این رو قاطعیت بسیاری برای مرگ می‌خواهد. و باز از همین روست که عموماً روش بسیار کار آمدی نیست برای خودکشی، هرچند بسیار با این روشی به قتل رسیده‌اند. در این شیوه فرد به دلیل نبود هوا دچار خفگی می‌شود و برای بازماندگان تصویری از دهان باز مانده وجود دارد و تنفری شدید از زندگی.

 

خود سوزی: فجیع‌ترین روشی که کسی می‌تواند از دست خود و اطرافیان و زندگی خلاص شود. در این روش فرد خود را کاملاً با مواد آتش‌زا از قبیل نفت و بنزین و الکل آغشته می‌کند و سپس آتش می‌زند. روشی بی‌نهایت دردناک که حتی به گمانم با انواع داروهای مسکن و مخدر نیز نمی‌توان از شدت‌اش کاست. از این رو رادیکال‌ترین شیوه‌ی اعتراض محسوب می‌شود. علی‌رغم درد جانکاهش، در ایران یکی از متداول‌ترین روش‌های خودکشی است، مخصوصا در ایلام و مناطق کرد نشین. در این روش هیچ امیدی برای بازگشت نیست. هرچند ممکن است با دخالت دیگران فرد زنده بماند اما عضو چندانی برای زندگی کردن باقی نمی‌ماند.

در این شیوه باقی‌ماندگان با چیز بسیار مشمئز کننده‌ای مواجه می‌شوند که هر دردی را تشدید می‌کند. این شیوه به نسبت میان زنان بیشتر استفاده می‌شود که احتمالا به دلیل بدتر بودن شرایط و موقعیت‌های اجتماعی/خانوادگی‌ست.

این روش حتی برای زهرچشم گرفتن توسط عاملان حکومتی دیکتاتوری نیز انجام نمی‌شود... دست‌کم نه زیاد.

از این رو مطلقاً پیشنهاد نمی‌شود، مگر مواردی که گزینه‌ی دیگری نمی‌ماند.

 

آمپول هوا: از آنجایی که این روش چندان متداول نیست بنده هم اطلاع چندانی از طریقه‌ی عمل‌کردنش ندارم. در این روش فرد آمپولی را پر از هوا کرده و به رگ خود می‌زند. ظاهرا اکسیژن غیر مایع در خون باعث بوجود آمدن مشکلاتی چون مرگ می‌شود. ولی حتماً باید توجه کرد که حداقل از سرنگی با ظرفیت بیشتر از پنج سی‌سی استفاده شود، چرا که در غیر این صورت هدف مورد نظر قابل دست‌رس نخواهد بود. (احتمالاً بعدها توضیحات بیشتری خواهم داد.)

 

خودکشی تدریجی: مسلماً به سختی می‌توان چنین روشی را جزو روش‌های خودکشی آورد اما به نظر بنده شدیداً کارآمد است مخصوصاً برای کسانی که انگیزه‌ و شهامت کافی برای مرگ‌های آنی را ندارند. این روش شامل همه‌ی کارهایی است که باعث کوتاه شدن زندگی و فراهم شدن شرایط مرگ می‌شود. مثلاً  کورت ونه‌گات جونیر ظاهراً در جایی گفته است که من به خودکشی تدریجی اعتقاد دارم و از این رو سیگار می‌کشم. [نقل به مضمون] همه‌ی کسانی که به نوعی به عناد با خویش بر می‌خیزند، غذا نمی‌خورد یا کم می‌خورند، در صورت بیماری به پزشک مراجعه نمی‌کنند، و کلاً نکات بهداشتی و لازم برای سلامتی را رعایت نمی‌کنند، در واقع به یک خودکشی تدریجی روی آورده‌اند. مگر اینکه هدف دیگری در نظر داشته باشند. درواقع در این روش فرد بدنش را دچار فرسودگی می‌کند و پیری و متعاقباً مرگ را فرا می‌خواند. هیچ چیز مشمئز کننده‌ای برای باقی ماندگان وجود ندارد.

کسانی که این روش را برمی‌گزینند باید اندکی دچار مازوخیسم یا خودآزاری باشند تا بتوانند در این شیوه موفق شوند.

...

 

پ‌ن: 1- باز هم تکرار می‌کنم بسیار سپاس‌گزارم خواهید کرد با معرفی راه‌های تازه و یادآوری آنچه فراموش کرده‌ام.

2- کامنت‌هایی شامل موارد زیر نگذارید که فقط خود را خسته کرده‌اید و بنده تأیید نخواهم کرد:

- نصیحت‌های احمقانه.

- نصیحت‌های غیر احمقانه.

- هر حرفی در تشویق بنده به زندگی یا مرگ.

- تبلیغات وبلاگ!

- اینکه وب خوبی دارم پس به کسی در جایی سر بزنم....

- حرفای صدتا یه غاز!

3- مرتبط

!! نوشته شده توسط علی امیرریاحی | 2:41 | پنجشنبه 10 مرداد1387 •