تبليغاتX
غیر منتظر

نوشتن 7

جراحی با یکی سوزن، که ذره ذره پوست دستت را بتراشی و هی پیش‌تر و پیش‌تر، تا رگ‌ها و پی‌ها و

اعصاب. انقدر که همه بدنت شروع کند به جنگیدن با خودت که از چه با ذره‌ای خود را می‌شکافی، و این

همه برای اینکه یک آن بهتر بدانی که کیستی و کجا و از چه روی.

 

یک آن ایستادن برابر آینه، با همه کراهت فریبنده‌ی برهنگی‌‌ات، و تیغ جراحی در دستت، که هیچ نیست

الا همان سوزن، تا ذره‌ذره بکشی بر نگاهت، شاید دریابی چه بود پشت‌اش که هرکس از تو دیگری‌ای

ساخت که خودت نبودی هرگز؛ یا چرا «تو»یی که زنده است در دیگران به نام‌ات برای خودت غریبه‌ایست.

بیگانه‌ای که تو هرگز به جایش نمی‌آوری...

و نوشتن جراحی خود است، چنانچه بعدتر همگان پیش نگاهت عریانند، و جهان هیچ حرف تازه‌ای ندارد.

!! نوشته شده توسط علی امیرریاحی | 21:19 | شنبه 21 دی1387 •